ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
398
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
فعلى كه به ولايتعهدى نيز منصوب شده بود هر دو تحت معالجهء وى بودند و جان سپردند و او هنوز هم در قيد حيات است ، هرچند گوياى حذاقت وى در معالجات نيست ، ولى نشانى از زرنگى و سياستمدارى وى است . از قانون ابن سينا چاپ خوبى به زبان عبرى وجود دارد . ايرانيان توقع دارند كه هركس ادعاى داشتن سواد و فرهنگ دارد ، از علوم طبى نيز مطلع باشد همچنانكه قيمت اسب و شال را نيز بايد بداند . به همين دليل در تمام كتابخانههاى خانگى كتب طبى نيز به چشم مىخورد . اينها كه با خواندن اين كتابها ذهنشان مغشوش شده است ، تصور مىكنند كه حق دارند در موارد بيمارى اعضاى خانواده اظهار نظر كنند و به معالجه بپردازند . حتى خانمها نيز مىپندارند حق دارند دارو تجويز كنند . طبيب ، يا در خانهء خود يا در بازار مجاور ، « محكمه » اى دارد كه مشتريان خود را در آنجا مىپذيرد . كف محكمه با حصير يا نمد پوشيده شده است ؛ در قفسههاى كنار ديوار تعدادى قوطى ، سبو و شيشههاى مختلف كه برچسبهاى فرنگى دارند ، ديده مىشود كه پراند از گردها ، حبها و شربتها . در بين كسانى كه به محكمه سر مىزنند زنان بسيارى ديده مىشوند ، زيرا اينها رفتن پيش طبيب را بهانه براى رفتن به بعضى از ميعادگاههاى پنهانى قرار مىدهند . در قبال گرفتن نسخه بلافاصله دستمزد طبيب به صورت نقد پرداخته مىشود . چند ساعتى از روز را طبيب صرف « عيادت » بيماران و مشورت پزشكى مىكند . عادت چنين است كه در مورد بزرگان ، وزرا ، حكام و غيره طبيب خانوادگى هر روز بايد سرى به آنها بزند . در اين خانهها بسيارى از امور و نازككاريها را كه با پيشهء طبيب ارتباطى ندارد با او در ميان مىگذارند ، مثلا نقش واسطه در رشوه دادن را به او محول مىكنند و وى از آن به عنوان منبع سرشارى براى تحصيل درآمد شخصى استفاده مىكند . به همين ترتيب گويا حاجى ميرزا محمود در طول سالهاى معدودى توانست ثروتى بيش از چهل هزار تومان گرد آورد . البته از طرف ديگر در صورتى كه وزيرى يا فرد مورد توجه ديگرى ساقط شود ، تقريبا هميشه طبيب وى نيز به آن مصيبت گرفتار مىآيد . هرگاه يكى از بزرگان مملكت به بيمارى دچار شود ، بسيارى از افراد علاقهمند مىشوند كه بدانند آيا وى شفا مىيابد يا دارفانى را وداع مىگويد . به اين دليل همه اطباى خود را پيش او مىفرستند و حتى شاه نيز از فرستادن طبيب خود دريغ نمىكند ، و اين مجمع كه از تعداد بسيار زيادى طبيب تشكيل شده است در موقعى كه معين شده به مشاوره مىنشيند . پس از آنكه خدمه قليان و قهوه آوردند جلسه افتتاح مىگردد . هريك به ترتيب به بستر بيمار نزديك مىشود ، نبض وى را با قيافهاى متفكر و جدى در دست مىگيرد و درحالىكه معمولا از سابقهء بيمارى و وضع فعلى آن چيزهائى مىگويد و دقيقا از غذاى بيمار و بخصوص آشى كه روز قبل به بيمار دادهاند و اينكه